خودمانی های صبا

درباره هزار خورشید تابان

رمان "هزار خورشید تابان" دومین اثر خالد حسینی - نویسنده افغانی مقیم آمریکا ست که به وسیله مهدی غبرایی به فارسی برگردانده شده و از سوی نشر ثالث به چاپ رسیده. این کتاب در ایران با ترجمه‌های دیگری هم منتشر شده.(پ2)

خالد حسینی در "هزار خورشید تابان" علاوه بر ترسیم فضای افغانستان به روایت زندگی دو زن به نام‌های لیلا و مریم پرداخته. به نظر من خالد حسینی با بیان واقعیات تاریک زندگی زنان افغان که به طرز واقع گرایانه ای دردناک است٬ به خوبی توانسته حق مطلب را ادا کند و خواننده را به فکر کردن وادارد، گرچه باز هم به عقیده من رمان بادبادک باز فضای جاودانه تری در ذهن خواننده ایجاد می کند و شاید دلیلش مرد بودن نویسنده کتاب هزار خورشید تابان است...
خوندن این کتاب رو تقریبا یک هفته پیش تمام کردم ،‌ در مجموع کتاب خوبی بود .

پ 1 : یه چیز دیگه اینکه من با بادبادک باز بیشتر حال کردم یعنی افسرده شدم تا هزار خورشید تابان

پ 2 : دومین چیز دیگه اینکه من این کتاب رو با ترجمه زیبا گنجی و پریسا سلیمان زاده خوندم .

"زنانی را در کشورم دیدم که همراه با کودکانشان از کنار دیوارها با شتاب عبور میکردند. زنان برقع پوشی که درست مثل خورشید در پس ابر مانده اند. دوست داشتم بدانم در این سی سال در مسیر تند باد سرنوشت اغفغانستان چه بر آنها گذشته است. همان جا بود که تصمیم گرفتم داستانی درباره زنان سرزمینم بنویسم، خورشیدهای تابانی که در پس برقع ها پنهان مانده هستند. من در بادبادک باز داستنان پدارن و پسران افغان را نوشتم و هزار خورشید ادای دینی به زنان سرزمینم است ."

"خالد حسینی"

       

   + صبا ; ۸:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱٧ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()