خودمونی سی ام

باز ما اومدیم سر کار ... باز جریانات شروع شد

آخه چرا بعضی ها اینقدر بی جنبه ان؟ چرا اینقدر حس خودبرتربینی دارن؟ چرا فکر میکنن که آسمون سوراخ شده اینا افتادن پایین ؟ چرا فکر میکنن فینگیل کاری که میکنن اینقدر مهمه ؟

آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

بابا جون ، عزیز من ، خواهرم ، برادرم ، همه ما با هم برابریم ... داریم مثل گلابی کوهی تو این جامعه کار میکنیم ... زحمت میکشیم که آخر ماه چندر غاز پول ببریم بریزیم تو این خندق بلا ...

آخه چرا با خودتون این کارو میکنید ؟ چرا آدمو عذاب میدین ؟

پ١ ) الان اعصابم به شدت داغونه

پ٢ ) مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد

پ٣ ) در حال حاضر دارم فکر میکنم چجوری یه دینامیت بزارم تو کشوی میز این همکار شفتالو

evilsmile.gif : 19 par 18 pixels.پ۴ ) کسی راه حلی سراغ داره ؟؟؟

/ 9 نظر / 4 بازدید
آینه

سلام عزیزم اینم میگذره... دنیا کوچک تر از انست که گمشده ای را پیدا کنی... غصه شو نخور[گل]

سارا

ای وای ...آخه چرا ؟؟؟[خنثی]

مرتضی

به به صبا خانم عصبانی!! نبینم غمتو[نیشخند] خیلی از ما داقون تری که آبجی جون[ناراحت] باور کن اگر بخوای می تونم با دشنه و بی صدا دخل اون همکارتو بیارما!!! کمک می خوای؟؟[پلک]

سارا

منم سر کار از این مشکلات دارم کم و بیش[نگران]

هانیه!!

چی شده صبا جون؟ چرا اینقده شاکی هستی ؟ محیطِ شرکت همینه دیگه .... همش استرس میسازه واسه آدم .

سایه سپید

نه....اما حالم از اینجور آدما بهم می خوره و درکت می کنم.......

و.ن

دینامیت هیچ راه خوبی نیس، من پیشنهادم مرگ موشه...

شاهزاده احسان میرزا

راه حل...[متفکر] یه مقدار شیره تریاک بذار تو کشوش...بعدشم به بازرسی یا حراست بگو تا 3سوت اخراجش کنن...[شیطان]

نیک

سلام خوبی خانم؟ دانشگاه هنر تهران؟ میدون ولیعصر؟ من الان اینجام در ضمن خطرناکه صبا حتما بعدا ممکنه به شوهرتم سم بدی نههههههههههههه ارشد حقوق