هر چه بادا باد

من یقین دارم که برگ

کاین چنین خود را رها کردست در آغوش باد

فارغ است از یاد مرگ !

آدمی هم مثل برگ

می تواند زیست بی تشویش مرگ

گر ندارد همچو او آغوش مهر باد را

می تواند یافت لطف :

" هر چه بادا باد را "

 

"فریدون مشیری"

/ 2 نظر / 5 بازدید
elle

tu hamin tu bad raha shodan hast ke be in ruzemun neshundeh digeh. gashang bud.

سهراب ساعی

سلام شعر نیمایی بسیار زیبایی بود از زنده یاد فریدون مشیری بر وزن فاعلاتن.با مفهوم بسیار زیبایی از نترسیدن از مرگ.واقعا باید دل بسپاریم به او و بگوییم هرچه بادا باد... به قول سهراب: و نترسیم از مرگ مرگ پایان کبوتر نیست مرگ وارونه یک زنجره نیست مرگ در ذهن اقاقی جاریست و جایی دیگر که گفته: و بدانیم اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت و به قول خود حقیرم: هرگز نهراسیم ز مرگ چونکـــه تواند ما را برهاند ز هر آنچه که وثاق است ((وثاق یعنی بند و ریسمان و اینجا یعنی وابستگی ها و دلبستگی های این دنیای فانی که ما را اسیر خود کرده است)) ممنون و موفق باشین [گل][گل][گل][گل][گل]