من المثنای منم...

من المثنای منم

با این همه

این تویی که برای مثنا شدنت

مرا کم داری!

       ****

 کریستف کلمب چگونه به آب زد

میاندوآب کجاست

مونیکا چگونه بند را آب داد

تو چگونه از آب ها گذشتی

من چگونه آب شدم!

        ****

 ویترین جواهر فروشی

پر از چشمان توست

لابد که باز سر به هوا رفته ای و

چشمانت را در ویترین جا گذاشته ای!

        ****

 بر سی و سه پل می نشینم

و به موج موهای تو می اندیشم

زاینده رود

از چشمانم سر می رود!

**چند شعر کوتاه از مجموعه شعر "من المثنای منم"

/ 0 نظر / 13 بازدید