خیانت + افسردگی

مغزم یخ زده

یه ساعته چشمامو گرد کردم تو صفحه مانیتور خیره خیره به مطالب نگاه میکنم
بین اینهمه مطلب و موضوع به هر کدوم میرسم حالشو ندارم که بنویسمشون

از چرت نوشته هایی که مینویسم یه هو بدم میاد و دلم می خواد بزنم به سیم اخر و  پست خالی تحویل ملت بدم
کلا دل و دماغ نوشتن ندارم ، نمیدونم چرا ولی ندارم ، فکر کنم افسردگی یا یه چیزی تو همین مایه ها گرفتم

راستش از این جا شروع شد که دیروز تو وبلاگ یکی از بچه ها با وبلاگ یکی دیگه از بچه ها آشنا شدم ... آقا داغون بود ... داغون

مطالبی که مینوشت همه اتفاقاتی بود که تو جامعه ما میوفته ولی ما خودمون نمیخوایم ببینیمشون چون تلخن و دردناک ... چون باورشون برای امثال من ، با تفکر من ، غیر باوره و همچنین غیر قابل درک

مثلن یکی از مطالبش راجب به خودش بود ، اینکه چند ساله متاهل و با یکی از همکارای محل کارش ارتباط داره... اینکه این ارتباط لزومن از نوع  ج ن س ی نیست و کاملا مدیریت شده است ... من واقعا نمیتونم درک کنم این موضوع رو .... مدیریت شده

این کاملا مشخص که اینجور ارتباطات چه از جانب مرد و چه زن خیانتیه به زندگی مشترک... وقتی زنی مردی رو دوست داره و یا بالعکس و با اون فرد ازدواج میکنه همه خواستن ها ، همه آرزوها ، همه دل نگرانی ها ، همه تلاشها مشترک میشن ، حالا این وسط چرا باید حرف غیر مشترکی ، خواسته جدایی ، به وجود بیاد که قرار باشه با نفر سومی زده بشه ... ؟!! حالا نه واسه اینکه کمکی بشه فقط واسه اینکه گفته بشه

نمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفهمم

خلاصه فکرم و بدجوری مشغول خودش کرده ، البته تماما این موضوع باعث به قول دوستان افسردگیم نشه ، دلیل دیگه اینه که دیشب فراتر از ١٠ بار آهنگ یکشنبه غم انگیز گوش کردم و خوب اگه به موضوع این آهنگ واقفید میدونید که امروز یکشنبه هست و واسه سورپرایز کردن اموات این آهنگ صلوات

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام صبا جونم خوبی ؟ من که هستم همین دورو برا [بغل]

سارا

راستی به این ماندانا بگو مارو هم در جریان این روانکاویش بزاره شنیدم خوب جواب میده[نیشخند]

سارا

راستی دوباره : آدرس این وبلاگ داغونم بزار که ببینم چی نوشته این طرف که اعصاب نازنین دوستم و بهم ریخته[سوال]

آرمین

.........♥ ......♥ ....♥ سلام آپم بلاخره عکسای پارمیس رو گذاشتم منتظر نظر قشنگت هستم [بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه]

اهورا

سلام خوبيد؟ مغزتون كه يخ نزده ايشاا... روحيه بهتري بگيريد نگران نباشيد اين آهنگ رو گوش ندادم متأسفانه اميدوارم در كنار دوست جون روزگار خوشي رو سپري كني مرسي شاد باشي و سبز هم وطن

پیردختر سبکسر

صبای عزیزم خودت رو ناراحت نکن. چرا این مسئله باید باعث بشه که تو دپرس بشی. مسائل مردم و مشکلاتشون توی روابطشون، مشکلات خودشونه. تو سعی کن رابطه ات رو با همسرت و یارت طوری تنظیم کنی که هیچوقت به این مشکلات برخورد نکنی. اگه ما همیشه دلخوری ها و رنجش هامون و کم و کاستی های رابطه مون رو با هم در میون بگذاریم و سعی کنیم که با هم مشکلات رو برطرف کنیم مطمئن باش هیچوقت رابطه دچار بن بست نمی شه

مارسالاد

اگرچه نمیتونم خودم رو جای اون زن و شرایطش بذارم و نمیتونم فضاوت کنم اما این روابط رنجم میدن ..این که نفر سومی بیاد این که مجبور شی پنهان کاری کنی..بیشتر منو میترسونه که مبادا یه موقع بعدها توی زندگییه خودم همین مشکلی یا مشکلی شبیه این پیش بیاد این که طرفم با کسی باشه نیاز های عاطفیشو جای دیگه برطرف کنه ...خلا عاطفیشو جای دیگه پر کنه[نگران] حسه بدییه خیلی بد

داوود جمالی

دلیلی نداره دنیا یه شکل داشته باشه و دقیقا همون شکلی که تو میخوای دم هر سه تا شون گرم هم خائنین هم مخنوع ( یه ترکیب من دراوردیه!) زندگی همینه بهتر نیست از دریچه ی خود آدما به دنیاشون نگاه کنی؟!

داوود جمالی

نگاه کردن از دریچه ی چشم دیگری بیل زدن نیست که زمان ببره[لبخند] باید به این جهان بینی و توانایی ذهنی برسی و این اتفاق در مسیر انسان شدن می افته . دوستم نیازی نیست همه چیز و توجیه ( شیوا میگه با این ه من میگم با این ح ) کنی گر چه توانایی شو داشته باشی [گل]

دوست جون

این عنوان رو کاملا قبول دارم.