اینجا آسمان ابریست ...

بازم یکی از دوستان برام ای میلی زد که من و تا مدت ها تو فکر برد ...

اینجا آسمان ابریست ،

آنجارا نمیدانم...

اینجا شده پائیز ،

آنجا را نمیدانم...

اینجا فقط رنگ است ،

آنجا را نمیدانم...

اینجا دلی تنگ است ،

آنجا را نمیدانم ...

وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدایا ... مرا ببخش
هی
با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ...

نمی دانم ...  مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

/ 3 نظر / 4 بازدید
مجید

مشکل در این است که در عرق ما شبه است.