شعر 2

اگر کلاه دیگری داشتی
اگر هم سرِ دیگری داشتی
اگر واقعیت این قدر پلید نبود
روی شانه‌هایم چقدر سرسبزتر می‌شد
به گمانم کلاهت را که کمی کج‌تر بگذاری زیباتر می‌شوی
اما او بی کلاه تو هرگز شبیه خودش نمی‌شود
و آن دیگری که منم
هنوز که هنوز است در انتظار درویش قلندری نشسته
که می‌گفت
سزای کسی که به کلمات مرده دل بسته باشد عقوبتی ابدی نیست
اما طوفان شن که فرو نشست
خیابان‌ها هم سر به بیابان گذاشتند
خدا کند تا آن وقت گوزن‌های سفید خالدار از شاخ آفریقا رد شده باشند
شما هم بهتر است از صمیم قلب
عاشق کسی بشوی که پیامش را با موشک های کاغذی برای تو می‌فرستد

 

"اکبر قناعت زاده "

/ 9 نظر / 8 بازدید
شیوا

سلام صبا جون متن خیلی جالبی بود.دوست داشتم[لبخند]

پدرام

از این جمله آخری خیلی خوشم اومد: " شما هم بهتر است از صمیم قلب عاشق کسی بشوی که پیامش را با موشک های کاغذی برای تو می‌فرستد"

سارا

منم از این جمله خیلی خوشم اومد[لبخند]

فرزانه***

وبلاگ زیبا و مطالب زیبایی داری موفق باشی دوست داشتی به من هم سر بزن

**!!!..ف...!!!**

[گل] سلام خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنی ... منم گرافیک میخونم ..

نوشین

شعر زیبایی بود ...[لبخند]

نوشین

راستی صبا از الهام چه خبر؟؟؟؟[متفکر] مدتیه پیداش نیست