شاعر و فرشته

 

   

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر ،شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان

/ 2 نظر / 5 بازدید
نوستالوژی

سلام.آخرین مطلبت رو هم خوندم.مثل همیشه قشنگ و مفید.سعی می کنم مرتب به وبلاگ قشنگت سر بزنم.راستی شنبه و یک شنبه 25 و 26 مهر ماه توی وبلاگم غوغایی برپاست.اگر می خوای خاطرات کودکی من و خیلیهای دیگه رو شریک بشی حتما یه سری بزن.شاد باشی و خاطره باز.....