اندر پایان یافتن پائیز...

دلم نمیخواد این فصل دلنشین تموم بشه. وقتی میاد چنان دلبری میکنه که دیگه دلی نمی مونه همه رو به یکجا با خودش می بره و وقتی میره واااااااااای که چه چیزایی برام میزاره

همیشه برام خیلی چیزا داشته تو خورجینش، چیزایی که توشه راهم بوده و هست، خلاصه هیچ وقت هیچ چیز برام کم نذاشته از خوشی و ناخوشی ها، از بودن ها و نبودن ها، از رفتن ها و برنگشتن ها، از ازدست دادن ها و بدست آوردن ها. 

حس های پائیزی مثل تموم رنگهای دلربایی که درخت هاش داره رنگ رنگه، حس پائیزی مجنونی داره، دیوونگی داره، آوارگی داره، بغض داره، شادی داره، غم سنگینی داره، ولی این و میدونم که هیچی کم نداره.

هر سال انگاری یه میوه ای از این درخت پائیزی به بار میاد که قبلاً هیچ جا ندیدیش و هیچوقت طعمش و نچشیدی، و زمانی به بار میشینه که توقع آخرین افتادن رو داری

دلــــــم پائیزیه تو این پائیز - امسال هم سنگ تموم گذاشت برام

/ 3 نظر / 6 بازدید
mehD

منم بااین حس غم و شادی وخنده و ...که یهو باهم تو پاییز سراغ آدم میاد موافقم و خییییلی هم حس توپی!![چشمک]

پریا

پاییز همیشه حس های متضادی رو تو وجود آدم زنده میکنه...