خودمونی بیست و سوم

بلاخره مامان و بابا از سفر برگشتن .. من که تو این مدت مردم و زنده شدم .. خدایا شکرت بعد ١ ماهی که نفهمیدم کی از خونه میومدم بیرون و کی برمیگشتم خونه بلاخره دیروز تمام وقت موندم تو خونه تا استراحتی کنم ... ولی مگه بعضی ها گذاشتن...صبح کله سحر ( حدود ١٠ ) منو از خواب ناز بیدار کردن که چی ؟!!! که صبا خانومی امروز که تعطیلیم بیا خونه رو تمیز کنیم ... خلاصه سرتونو درد نیارم تمیز کردن خونه همانا .. دکوراسیون خونه رو عوض کردن همانا ... تا ۵ بعد از ظهر دور از جون عین گلابی کار کردن همان

اینم از یه روز تعطیلی من و دوست جونم که این دوست جون عزیز من اینجوری به اتمامش رسانیــــــــــــــــــــــــــــــــــــد.

ولی خداییش عجب خونه ای شد ... عین دسته گل ... دلم میخواست از گوشه گوشه این خونه عکس میگرفتم و به همه نشون میدادم که چه زن خونه داری مـــــــــــــــــــــن هستم ( خدایا خودت به این دوست جون من سلامتی و عمر با عزت عطا کن ... آمــــــــــــــــــــــــین )

پ ١ : این حس خودبرتر بینی من ، منو کشته

پ٢: به افتخار خودم و دوست جون

/ 2 نظر / 9 بازدید
همیشه تنهای زمین

- شکیبایی دو گونه است: شکیبایی در مصیبت که نیکو است.بهتر از آن صبر در برابر گناه است یعنی خودداری از آن.امام علی(ع[گل]

mahnoosh

salam gooooooooolam hastii to yahoo?