هیچ ... پوچ

لحـظاتی هست
استخوان‌های اشیـاء می‌پوسد
و فـرسـودگی از در و دیـوار مـی‌بارد

لحـظاتی هست
نه آواز گنجشکِ فروردین
نه صدایی صمیمی از آن طرفِ سیم
و نه نگاه مـادر در قاب
قانعت نمی‌کند

زنـدگی قانعت نمی‌کند
و تـو به انـدکی مــرگ احتـیـاج داری

"الیاس علوی"

پ١) برای یک مخاطب خاص

/ 14 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیلی

با اجازه بهت لینک دادم :)

محیا

انتخاب شعرت عالیه صبای نازنین

سارا

مثل همیشه عالی بود ولی واقعا همینطوره که میگی

سارا

بعضی وقتها هیچ چیزی آدم رو آروم نمیکنه حتی نگاه عزیزترین کسی که داری

سارا

بعضی وقتها هیچ چیزی آدم رو آروم نمیکنه حتی نگاه عزیزترین کسی که داری

سارا

بعضی وقتها هیچ چیزی آدم رو آروم نمیکنه حتی نگاه عزیزترین کسی که داری

سارا

بعضی وقتها هیچ چیزی آدم رو آروم نمیکنه حتی نگاه عزیزترین کسی که داری

نسیم

گاهی وقتها فقط باید برای ادامه ی زندگی کردن ... باید مدتی را زندگی نکرد آهنگ دلنشینی توی بلاگت پخش می شه صبای عزیز

نسیم

گاهی وقتها فقط باید برای ادامه ی زندگی کردن ... باید مدتی را زندگی نکرد آهنگ دلنشینی توی بلاگت پخش می شه صبای عزیز

نسیم

آهنگ نوشته هایت را می گویم ... که بی پروا گفته می شوند